جنگ علیه جمهوری اسلامی

چه شد که جنگ آغاز شد؟

جنگی که جهان احتمال وقوع آن را بررسی می‌کرد، این بار در صبح اولین روز هفته در ایران با حمله اسرائیل به مواضع و نیروهای جمهوری اسلامی آغاز شد. این جنگ می‌تواند مقدمه تغییرات بزرگ در ایران و خاورمیانه و حتی سراسر جهان باشد.

شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ اسرائیل اعلام کرد یک حمله موشکی «پیش‌دستانه-پیش‌گیرانه» علیه اهدافی در داخل ایران را آغاز کرده است و آن را تلاشی برای جلوگیری از «حمله قریب‌الوقوع» جمهوری اسلامی و متحدانش توصیف کرد.

این اقدام با اعلام وضعیت اضطراری، محدودیت‌های پروازی و هشدار درباره واکنش احتمالی ایران همراه شد و در همان ساعات اولیه، شاخص‌های تنش نظامی در خاورمیانه را به‌طور محسوس بالا برد.

در لحظه تنظیم این متن، روایت‌ها هنوز در حال تکمیل است و همه جزییات، یکدست و قابل راستی‌آزمایی مستقل نیست؛ اما اصل رخداد، یعنی وقوع حمله و آغاز جنگ، قطعی است.

دقیقا چه شد؟

بر اساس روایت‌های منتشرشده تا این لحظه، یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، اعلام کرد ارتش این کشور یک «حمله پیش‌گیرانه موشکی» علیه ایران انجام داده است.

هم‌زمان، رسانه‌های بین‌المللی از شنیده شدن انفجارهایی در تهران خبر دادند و گزارش کردند که تلویزیون دولتی ایران نیز اصل وقوع حادثه را تایید کرده، اما جزییات عملیاتی، میزان خسارت و تلفات را اعلام نکرده است.

در اسرائیل نیز آژیرهای هشدار در بخش‌هایی به صدا درآمده و ارتش اسرائیل این اقدام را «پیش‌دستانه برای آماده‌سازی افکار عمومی در برابر احتمال شلیک موشک از سوی ایران» توصیف کرده است.

در نتیجه، فضای خبری و امنیتی از همان ساعات آغازین، به سمت «آمادگی برای تلافی» رفت؛ در حالی که هنوز جزییات اهداف، سطح خسارت و دامنه عملیات از مسیرهای رسمیِ قابل اتکا، به‌صورت کامل روشن نشده است.

اما چه شد که وضعیت به اینجا رسید؟

برای فهمیدن اینکه چرا وضعیت امروز به این نقطه رسیده، باید مسیر نزدیک به ۹ ماه گذشته را دید؛ مسیری که در آن جنگ، دیپلماسی و بحران داخلی ایران، هم‌زمان جلو رفتند و روی هم اثر گذاشتند.

پس‌زمینه جنگ و توقف موقت؛ نقطه شروع چرخه (خرداد و تیر ۱۴۰۴)

۲۳ خرداد ۱۴۰۴ اسرائیل حملات هوایی گسترده‌ای علیه اهدافی در ایران انجام داد؛ حملاتی که اسرائیل می‌گفت بر تاسیسات مرتبط با برنامه هسته‌ای و نظامی تمرکز دارد.

ایران در پاسخ، موشک‌ها و پهپادهایی را به سوی اسرائیل پرتاب کرد. این دوره در روایت‌های رسانه‌ای با عنوان «جنگ ۱۲ روزه» شناخته شد و در سوم تیر ۱۴۰۴ با یک آتش‌بس شکننده متوقف شد.

در این جنگ، خسارات قابل توجهی به زیرساخت‌های ایران وارد شد و گزارش‌ها از ضربه به بخش‌هایی از شبکه فرماندهی، کنترل و از دست رفتن برخی چهره‌های ارشد خبر دادند؛ اما در همان روایت‌ها نیز تاکید می‌شد که برنامه هسته‌ای و موشکی ایران «به‌طور کامل» متوقف نشده است.

اسرائیل حمله را «ضرورتی برای جلوگیری از تهدید هسته‌ای» خواند و ایران وعده «پاسخ در زمان مناسب» داد.

آتش‌بسِ پس از جنگ، بیش از آن که پایان بحران باشد، عملا به «بازی با زمان» تبدیل شد؛ دوره‌ای که دو طرف هم‌زمان تهدید می‌کردند، آماده می‌شدند و در عین حال، مسیرهای دیپلماتیک را هم - با تردید و سوءظن - باز نگه می‌داشتند.

اعتراض‌های سراسری و جامعه‌ای که هم‌زمان نان، آزادی و امنیت مطالبه می‌کند

هفتم دی ۱۴۰۴ موج تازه‌ای از اعتراض‌های اجتماعی در ایران آغاز شد. موجی که ابتدا با مطالبات معیشتی شکل گرفت، اما خیلی زود به اعتراض سیاسی فراگیر تبدیل شد.

افزایش قیمت‌ها، سقوط ارزش ریال، فشار تورم و فرسودگی اقتصادی جرقه نخست بود، اما در فاصله‌ای کوتاه، شعارها به نقد مستقیم ساختار قدرت، سرکوب‌های پیشین و اولویت‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی گره خورد.

در بسیاری از شهرها، معترضان نه‌ تنها از گرانی که از «هزینه‌های منطقه‌ای» و «جنگ‌های نیابتی» نیز انتقاد می‌کردند و خواهان تغییر در مسیر حکمرانی بودند.

با گسترش اعتراض‌ها در روزهای بعد، برخورد امنیتی نیز تشدید شد.

از ۱۸ دی ۱۴۰۴ محدودیت‌های شدید ارتباطی و قطع گسترده اینترنت اعمال شد؛ اقدامی که هدف آن مهار سازماندهی اعتراض‌ها و محدود کردن پوشش رسانه‌ای عنوان می‌شد.

گزارش‌های منتشر شده در هفته‌های بعد از تیراندازی مستقیم، یورش به تجمعات، بازداشت‌های گسترده و کشته‌شدن شماری از معترضان حکایت داشت.

فعالان حقوق بشر از «کشتار در خیابان» سخن گفتند و درباره صدور احکام سنگین و افزایش خطر اجرای اعدام برای برخی بازداشت‌شدگان هشدار دادند.

هم‌زمان، صحنه بیرون از کشور نیز فعال شد.

۲۵ بهمن ۱۴۰۴ و روزهای نزدیک به آن، تجمع‌ها و راه‌پیمایی‌های گسترده ایرانیان در شهرهای مختلف اروپا و آمریکای شمالی برگزار شد.

در این تجمع‌ها، علاوه بر محکومیت سرکوب، از دولت‌های غربی از جمله آمریکا و اسرائیل خواسته می‌شد از شاهزاده رضا پهلوی و معترضان حمایت کنند و جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهند.

برخی چهره‌های سیاسی در آمریکا نیز وعده «ایستادن کنار مردم ایران» را مطرح کردند. وعده‌هایی که در داخل ایران هم بازتاب داشت و هم بهانه‌ای شد برای مقام‌های حکومتی تا اعتراض‌ها را به «دخالت خارجی» نسبت دهند.

این هم‌زمانی - خیابان‌های ملتهب در داخل، کشتار و سرکوب و وعده‌های حمایت بیرونی - فضای اجتماعی را عمیقا قطبی کرد.

گروه بزرگی تغییرات بنیادین و پایان سیاست‌های پرهزینه منطقه‌ای را مطالبه می‌کردند.

در مقابل، بخشی از جامعه نگران بود که تشدید فشار خارجی، وعده‌های حمایت بیرونی و بالا رفتن سطح تقابل منطقه‌ای، کشور را به سمت بی‌ثباتی بیشتر یا حتی درگیری شدید نظامی سوق دهد.

مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا

در همین دوره، جمهوری اسلامی و آمریکا چند دور مذاکرات غیرمستقیم درباره برنامه هسته‌ای و تحریم‌ها داشتند.

گفت‌وگوها در میانه بهمن ۱۴۰۴ و سپس در اوایل اسفند ۱۴۰۴ (از جمله در ژنو و با میانجی‌گری عمان) دنبال شد و هدف اعلامی آن، یافتن چارچوبی برای محدود کردن برنامه هسته‌ای در برابر کاهش تحریم‌ها بود.

نکته کلیدی این است که این مسیر دیپلماتیک قطع نشد و حتی بر اساس برخی گزارش‌ها، گفت‌وگوهای تکمیلی یا ادامه مذاکرات نیز در دستور کار یا در حال پیگیری توصیف شده بود.

اما اختلاف‌های بنیادین پابرجا مانده بود: آمریکا خواهان محدودیت‌های شدیدتر (و در برخی روایت‌ها توقف کامل غنی‌سازی) و همچنین بحث‌های فراتر از هسته‌ای بود، در حالی که ایران بر حق غنی‌سازی تاکید داشت و با گره خوردن مذاکرات به برنامه موشکی، مخالفت می‌کرد.

در همین فاصله، رییس‌جمهوری آمریکا نیز چند بار در مواضع عمومی گفته بود مذاکرات به نتیجه قطعی نرسیده و در کنار «زمان دادن به دیپلماسی»، گزینه اعمال زور را هم منتفی نمی‌داند.

نتیجه عملی این وضعیت آن بود که در روزهای منتهی به حمله نهم اسفند، دیپلماسی از نظر شکلی جریان داشت، اما از نظر سیاسی روی لبه تیغ حرکت می‌کرد: مذاکره بود، اما اعتماد نبود؛ تماس بود، اما تضمین نبود.

ارزیابی‌های امنیتی اسرائیل؛ از هشدار تا تصمیم

در ماه‌های اخیر، گزارش‌های رسانه‌ای از افزایش سطح آماده‌باش و رایزنی‌های امنیتی درباره سناریوهای برخورد با ایران خبر دادند.

اسرائیل بارها هشدار داد که پیشرفت‌های هسته‌ای و بازسازی توان موشکی منطقه‌ای ایران را تهدید مستقیم تلقی می‌کند و اگر «تهدیدی قریب‌الوقوع» تشخیص دهد، اقدام خواهد کرد.

این ادبیات در هفته‌های نزدیک به نهم اسفند پررنگ‌تر شد؛ چون از یک سو، اسرائیل نسبت به کافی نبودن روند دیپلماتیک بدبین بود و از سوی دیگر، نشانه‌هایی که تل‌آویو آن را «حرکت ایران به سمت نقطه خطرناک» توصیف می‌کرد، در روایت‌های امنیتی برجسته‌تر می‌شد.

در چنین فضایی، حمله امروز با عنوان «پیش‌دستانه» صورت‌بندی شده. یعنی اسرائیل می‌گوید نه برای شروع یک جنگ تازه، بلکه برای جلوگیری از حمله‌ای که آن را قریب‌الوقوع می‌دانسته، دست به اقدام زده است.

حمله امروز؛ تعلیق موقت دیپلماسی و بازگشت رسمی به منطق میدان

در نهایت، صبح ۹ اسفند ۱۴۰۴ حمله رخ داد؛ حمله‌ای که دست‌کم در کوتاه‌مدت، مسیر دیپلماسی را به حالت تعلیق می‌برد و دوباره «منطق میدان» را جلو می‌اندازد و امکان فروپاشی حکومت جمهوری اسلامی را بیشتر می‌کند.

در همان ساعات نخست، این گزاره نیز دوباره به مرکز توجه برگشت که ایران پیش‌تر تهدید کرده بود در صورت حمله می‌تواند واکنش نشان دهد. واکنشی که ممکن است فقط به اسرائیل محدود نماند و پای پایگاه‌ها و منافع آمریکا در منطقه را نیز بسته به ارزیابی تهران از نقش واشینگتن، به میان بکشد.